الشيخ المنتظري
643
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مى باشد . « نقاعة دم و مضغة » يعنى آن چيزى كه خون صاف يا مضغه در آن قرار مىگيرد ; خداوند محلّ قرار گرفتن نطفه و خون و مضغه در رحم را مىداند . « او ناشئة خلق و سلالة » ; « ناشئة » از مادّه « نشأة » به معناى پديد آمدن و موجود شدن است . « ناشئة خلق » يعنى آخرين لحظه خلقت كه روح ايجاد مىشود . « سلالة » به معناى چكيده و خلاصه است . يعنى خداوند پديد آمده خلقت و چكيده خلقت انسان و هر موجود ديگر را مىداند و به آن آگاهى دارد . اشاره اى به چگونگى علم خداوند « لَمْ تَلْحَقْهُ فِى ذَلِكَ كُلْفَةٌ ، وَلااعْتَرَضَتْهُ فِى حِفْظِ مَا ابْتَدَعَهُ مِنْ خَلْقِهِ عَارِضَةٌ ، وَلاَاعْتَوَرَتْهُ فِى تَنْفِيذِ الاُْمُورِ وَتَدْبِيرِ الَْمخْلُوقِينَ مَلاَلَةٌ وَلا فَتْرَةٌ » ( از اين علم و دانايى مشقّت و رنجى به او نرسيده ، و در حفظ و نگهدارى آنچه آفريده هيچ مانعى براى او پيش نيامده ، و در تدبير و اجراى امور مخلوقات هيچ خستگى و سستى به او روى نياورده است . ) « لم تلحقه فى ذلك كلفة » ، مشاراليه « ذلك » در عبارتِ حضرت امير ( عليه السلام ) علم و احاطه خدا به اشياء و موجودات جهان هستى است . « كلفة » به معناى زحمت و مشقّت است . يعنى اين كه خداوند به همه موجودات جهان آگاهى دارد براى او مشقّتى را به بار نياورده است ، به عبارت ديگر دانايى خداوند و احاطه او به خلايق موجب زحمت براى خدا نيست . « و لا اعترضته فى حفظ ما ابتدعه من خلقه عارضة » ، مقصود از جمله « ما ابتدعه » خلايق است ، و « من خلقه » بيان ابهام در « ما » است . يعنى خداوند را در حفظ مخلوقاتش مانعى در كار نيست ، به خوبى قدرت بر حفظ مخلوقات خود را داشته و به حفظ آنها نيز برخاسته است . ممكن است ما چيزى را اختراع كنيم و يا ساختمانى را بسازيم و در حفظ و نگهدارى آن از فساد و نابودى عاجز باشيم ، ولى خداوند چنين نيست و همان گونه كه قدرت ابداع و ايجاد موجودات را دارد ، قدرت حفظ و نگهدارى آنها را نيز خواهد داشت .